ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

663

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

مشعر بر عبارات رنگين و حاكى بر مضامين دلنشين ترقيم يافته به هر ولايتى بريدى رو نهاد . چون ينارال پسقاويچ سردار روسيّه ينارال رازن را كه از معتمدين دولت روس بود با استعدادى تمام مأمور به توقّف ميانج گرم رود نمود و مظنون اين‌كه ينارال رازن ، اهالى ولايات خمسه و خلخال و اويماقات شقاقى و غيره را راهزن و ابواب فريب و تحريك بر چهرهء ترك و تاجيك گشايد ، لهذا به چارهء اين كار برحسب حكم صاحبقران تاجدار ، ميرزا محمّد تقى على آبادى مازندرانى معروف به آقا كه چندى به وزارت نوّاب عبد اللّه ميرزا و مباشرى ولايت خمسه سرافراز بود و با استحضار كامل در مدّت وزارت با اهالى آن ولايت رفتارى به سزا نمود ، مأمور به رتق و فتق مهام « 1 » خمسه و جذب قلوب رعاياى آن ناحيه گرديد [ و ] در غرّه شهر جمادى الاول با احكام ستاره محل به عزيمت آن ناحيت گراييد . نوّاب شيخ على ميرزا صاحب اختيار ولايات ملاير و تويسركان برحسب امر شاهنشاه معدلت اركان با جمعيّتى وافر « 2 » از محل اختيار خود به صوب زنجان شتافت و دفع فتنه‌جويى ينارال رازن را كه در ميانج بود ، در آن ولايت مسكن يافت . خلاصهء كلام ، در اندك زمانى عرصهء دار الخلافه از هجوم لشكرهاى از حد افزون چون سپهر اخضر آراسته شد و خاطر الهام مظاهر شهريار زمان به كينه‌خواهى از روسيهء بىايمان برخاسته « 3 » [ آمد ] . غلام حسين خان سپهدار عراق ولد يوسف خان گرجى سپهدار سابق برحسب امر خسروى با معادل دو هزار پيادهء آتشبار و ده « 4 » عراده توپ صاعقه شرار به انضمام تدارك و آذوقهء ماهى چهار در روز پنجشنبه چهاردهم شهر ربيع الثانى وارد قصبهء ساوه گرديد و حسب الامر الاعلى تا قشون‌هاى ديگر دررسد ، در آن سامان اقامت گزيد . در اوايل شهر رجب المرجب ، نوّاب محمّد قلى ميرزاى ملك آراى دار المرز طبرستان با مساوى دو هزار نفر از « 5 » سوارهء گرايلى و اوصانلو و افغان و پيادهء استر آبادى و هزار جريبى وارد گشت و نوّاب محمّد تقى [ ميرزا ] حكمرواى ساحات خوزستان و لرستان و بروجرد ، كه در همان سنه ملّقب به حسام السلطنه شده بود ، با شش هزار نفر از

--> ( 1 ) . ملى : « رتق دقيق مهام » ( 2 ) . مجلس : « فراوان » ( 3 ) . ملى : « برخواسته » ( 4 ) . مجلس : « دو » ( 5 ) . مجلس : - « از »